السيد محمد حسين الطهراني

26

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

آن بردارند ، آن را كم نمىگردانند ؛ و آبشخوارهائى است كه آنچه فروروندگان در آن از آن آب برگيرند ، آن را فرونمىنشانند ؛ و منزلگاه‌هائيست كه آنچه مسافران در راه روشن و طريق هويداى آن سير كنند ، گم نمىشوند ؛ و نشانه‌هائى است كه روندگان و سيركنندگان در راه خود از آن پوشيده و ناديده نمىگردند ؛ و تپّه‌ها و مواضع مرتفعى است از جوانب خود ، كه راه‌پيمايان و قصدكنندگان نمىتوانند از آن عبور و تجاوز نمايند . خداوند قرآن را سيرابى براى تشنگى و عطش علماء قرار داد ؛ و بهار پرگياه براى دل‌هاى فقها ؛ و راه‌ها و طريق‌هاى هويدا براى پيمودن راه صلحاء . قرآن داروئى است كه پس از آن دردى نيست ؛ و نورى است كه با آن ظلمتى نيست ؛ و ريسمانى است كه محكم است گره آن ؛ و پناهگاهى است كه از دسترس دور است بلندى آن ؛ و عزّت است براى آنكه در تحت ولايت آن درآيد ؛ و آن را ولىّ و مولا و صاحب اختيار و سرپرست و پاسدار خود بداند ؛ و سلام و سلامت است براى آنكه در آن داخل شود ؛ و هدايت است براى آنكه بدان اقتدا نمايد ؛ و مايه عذر است ، براى آنكه خود را بدان انتساب دهد ؛ و برهان و حجّت است براى آنكه بدان سخن گويد ؛ و شاهد و گواه است براى آنكه در مقام منازعه و مخاصمه بدان تمسّك جويد ؛ و ظفر و گواه است براى آنكه در مقام منازعه و مخاصمه بدان تمسّك جويد ؛ و ظفر و فيروزى است براى آنكه بدان احتجاج كند ، و استدلال نمايد ؛ و متعهّد به صلاح و إصلاح آنست كه أحكام آن را به كار بندد ، و مضمونش را بر عهده گيرد ؛ و همچون شتر را هوار و باركشى است ، براى آنكه با سوارى خود و حمل أثقال و أسباب خود بر آن بخواهد بسر منزل مقصود و اصل گردد ؛ و آيه و نشانه و علامت است براى آنكه خود را بدان نشانه زند ؛ و سپر است براى آنكه با پوشيدن آن ، لباس جنگ و زره در تن نمايد ؛ و دانش و درايت است براى آنكه آن را حفظ كند ، و در گوش جان خود بگيرد ؛ و حديث و گفتار است براى آنكه آن را نقل نمايد و روايت كند ؛